سفرنامه ابوت برای غیر کلاجانیان
سفرنامه ابوت
درزمان محمد
شاه قاجار
قسمتهاي از سفرنامه
ابوت
نیروی نظامی...................................................
در استرآباد یك ارتش منظم وجود دارد و شماره سربازان غیر منظم در دفاتر
دولتی
فقط 1500 تا
1600 تفنگچی و 100 غلام سواره است. ولی در این ایالت رسمی
وجود دارد كه
بر آن اساس می توان ساكنان یك منطقه را به حدی كه مورد نیاز دولت
باشدبه خدمت
نظام فرا خواند. به این ترتیب، در فاصله كمی می توان تعداد زیادی
تفنگدار را به خدمت گرفت.
به این نظام، ایل جاری می گویند و در آخرین عملیاتی كه بر علیه
غوكلان ها انجام
گرفت از آن
استفاده شد. دراین مواقع، امکانات روزمره موردنیاز تفنگچی تهیه می شود
یا به او پول
می دهند كه خودش تهیه نماید ومیزانش معمولا این است که برای 40 روز
كافی باشد.
البته باروت و گلوله را برایش تهیه می کنند. از آن جائی كه بیشتر ساكنان
این منطقه
ناامن تفنگ سرپر دارند، به خدمت فراخواندن این تفنگچیان دشوار نیست و
پس از خاتمة مدت آنها می توانند به خانه و
كاشانه خود برگردند.
غلامان سواره ولی مردمانی دست چین شده اند كه از خدمات و روحیه
آنها صحبت زیاد
می شود. وقتی دهات مجاور شهرها مورد حمله قرار می گیرد
برای دفع این حملات از
آنها
استفاده می شود ولی تعدادشان آن قدر زیاد نیست كه بر وضعیت ایالت بطور كلی
تاثیر قابل توجهی بگذارد.
تنها نیروهای دیگری از این نوع كه دولت در استرآباد به آنها دسترسی
دارد منوط
به
مناسبات دولت
با قبایل غوكلان و یموت است كه می توانند سوارة نامنظم بفرستند. و
هرگاه كه یكی از این قبایل بر علیه دولت یاغی می شود،
دولت می تواند از دیگری
برای سركوب قبیلة یاغی استفاده نماید. این دو قبیله كه
دائما با یكدیگر اختلاف دارند،
پاداش خود را برای شركت دراین نوع سركوب ها، غارت و
چپاولی می دانند كه در
طول حمله به آن
مبادرت می ورزند و بدیهی است كه هیچ كدام قابل اعتماد نیستند.
جمعیت شهر استرآباد............................................
مي توانم بگویم كه جمعیت این شهر از 1000 خانواده بیشتر نیست. به این ترتیب،
نسبتی بین این جمعیت و مساحتی كه در میان این
دیوارها محاصره شده كه به گمان
من بیش از سه مایل است، وجود ندارد. بخش عمده ای
از این مساحت، یا خانه های
ویرانه است و یا جنگل و یا باغاتی است كه در آنها غلات
تولید می شود.
تجارت استرآباد....................................................
این شهر در كل نزدیك به 40 تاجر خرده پای گوناگون دارد. كار آنها عمدتا
تجارت
با تهران یا
دیگر مناطق داخلی ایران است كه محصولات ایرانی، هندی و اروپائی
را برای مصرف ساكنان و تركمانان و هم چنین فروش به تجار
ساكن خیوه وارد می كنند
. برای مصرف ساكنان این منطقه و هم چنین خراسان، تجارت اندكی
با روسیه هم جریان
دارد. ارزش
پارچه های پنبه ای و پشمی اروپائی كه از تهران وارد می شود سالی
30000 تومان
است.
جمعیت و درآمد منطقة استرآباد.....................................
باید اشتباهی را كه در گزارش قبلی من در بارةاین منطقه وجود داشت، تصحیح
نمایم.
جمعیت این
منطقه به نظر می
رسد از آن چه من در سفر قبلی ام به استرآباد تخمین
زده بودم،بسیار بیشتر بوده باشد. یك مسافر در این منطقه به
راحتی می تواند از وضعیت
كلی روستاها كه
در میان جنگل
ها از دیده پنهان مانده اند و یا از روایتی كه كسی به
دست می دهد و 5 یا 6 روستا را در تحت یك نام می آورند،
جمعیت را كم برآورد نماید.
برای مثال در
انرزان به
من گفته شد كه تعداد 11 یا 12 روستا وجود دارد.
به تدریج، من توانستم نام 22 روستا را جمع آوری نمایم.
در سدن
روستاق تعدا
را 34
روستا
اعلام كرده بودند ولی به همین روال، من توانستم نام 75 روستا را به دست
بیاورم. شمارة كل روستاها تا آن جا كه من توانستم
نامشان را بدست بیاورم 202 عدد
می باشد، اگر چه بعضی از آنها روستای كوچك هستند. كل در آمد مالیاتی معادل 16000
یا 17000 تومان
است .